خرید بک لینک

قرار من با خـــدا این شد که...

من چشمامو ببندم...دستمو بذارم توی دستــــ خدا و باهاش برم جلو...

خدایــــا...قول بده توی مسیـــر دستمو ول نکنی...

قول بده مواظبــــ سنگای جلوی پام باشی...

قول بده مواظبــــ آخرش باشی...

من...تا جایی چشمامو باز نگه داشتم که می دونستم چی خوبه و چی بــــد...

ولی از این به بعدش با تــــو...

من اسمشو میذارم دوستـــی و تکیـــه به تـــو...

و تــــو اسمش رو بذار توکل...

می دونم از توکل به هرکس پشیمـــون میشـــم

ولی از توکل کردن به تــــو هیچ وقتـــــ پشیمـــون نمی شـــم...

مواظبمــــون باش و هوامون رو داشتــــه باش...!!!

برچسب: من خدا را دارم,من خدارا دارم کوله بارم بر دوش,من خدا را دارم شعر,من خدا را دارم سفری می باید,من خدا را دارم كوله بارم بر دوش,من خدارا دارم کوله بارم,من خدا را دوست دارم,من خدا را دوست دارم چون,من فقط خدا را دارم,وبلاگ من خدا را دارم, نویسنده: نرگس نوری تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 11:43

صفحه بندی